تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

حالا در اوج

    حال مرا پرسید با خنده ای ناگاه

    انگار عشق آمد با شور و بسم الله

    می گفت از هستی از گرمی احساس

    با ظاهری محکم در باطنی دلخواه

    مهمان او بودم هرجا که پیش آمد

    مهمان من می شد بی نوبت و گه گاه

    افتاده بودم حیف درچاله تردید

    از چاله بیرونم افتاده ام در چاه

    یاراه پر اطوار یا طرز رفتارم

    با من چه کردی  عشق ؟ای عاقل خودخواه

    حالا در اوج عشق هردو در ین فکریم

    دیدارها کوتاه ناچار و با اکراه

    حال مرا پرسید در آخرین دیدار

    با موجی از تردید می گفت ای همراه

    ما تازه فهمیدیم کوچک تر از عشقیم

    اصلا کجا داریم یک عاشق گمراه!؟


    این مطلب تا کنون بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ یکشنبه 17 بهمن 1395 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : ,

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز جمعه 28 مهر 1396

  • تعداد وبلاگ :55487
  • تعداد مطالب :160022
  • بازدید امروز :162460
  • بازدید داخلی :12655
  • کاربران حاضر :213
  • رباتهای جستجوگر:375
  • همه حاضرین :588

تگ های برتر